بدون اغراق بابام میتونست بهترین بابای دنیا باشه اگه اینقدر تفاوت عقیده نداشتیم و منم میتونستم بهترین دختر دنیا باشم براش اگه اینقدر فرق بین ما نبود . چه غم انگیزه بابا که تو بهترین آدم دنیا برای منی تا روزی که من اونی باشم که دوست داری روزی که نباشم نمیدونم چی در انتظارمه چون یه بار که گفتم من اینجوری بودن رو دوست ندارم میخواستی منو از همه چی جدا کنی و حبس کنی . چقدر بده بابا که حتی نمیتونم تورو مقصر بدونم بابت تفکراتی که داری چون اینجوری بزرگ شدی ولی آخه تقصیر کیه ؟ بابا بین خودمون باشه همش به دوستام میگم بهترین بابای دنیایی ، بهشون نمیگم تو چقدر بدت میاد لاک بزنم و خوشگل بنظر برسم میگم بابام عاشق چیزیه که من هستم . چون دوست ندارم بقیه بدونن تو چقدر منو دوست داری و همه کار برام میکنی اما وقتی پای عقیده بیاد وسط دیگه نمیتونم حتی بشناسمت . کاش برگردیم به پنج سالگی وقتی بهترین پدر و دختر دنیا بودیم