پایان ؟

خیلی ترسیدم تا تمومش کنم ، چندسال طول کشید.چندسال با خودم دست و پنجه نرم کردم تا بلاخره تموم شد... موفق شدم !

شاعر میگه جایی را ترک کردم که در آنجا خوشحال نبودم و ترک آنجا نیز مرا خوشحال نکرد ، آدم در جایی که آسیب دیده هرگز درمان نمی‌شود!

نمیدونم چقدر منتظر این روزا بودم

تنها ، صبور ، قوی

خستم از این همه تظاهر به دروغ...

خستم از جماعت زنده کش مرده پرست ، خستم از این دلی که خورده ترک..‌..

۱۴۰۰/۸/۲۰_۱۴۰۳/۵/۲۰

پایان

حاشیه ؟

جونم براتون بگه که من یه نی نی گوگولی رو خیلی دوست دارم اما از قضا بین من و عموی نی نی در گذشته نه چندان دور ( تا همین دو ماه پیش ) یه داستانی بود و با هم خیلی در ارتباط بودیم عموی نی نی به بنده قول داده بود که یه روز که رفتیم بیرون نی نی رو بیاره پیشم از اونجایی که من فکر نمیکردم رابطه ما یهو بخاطر یه استوری اینقدر شکرآب بشه ( از طرف من قطع رابطه کردیم) امیدوار بودم نی نی رو برای اولین بار میتونم از طریق اون ببینم اما ما کات کردیم و من نی نی رو ندیدم گذشت و از اونجایی که من با خانواده این آقا ارتباط نزدیکی دارم پیش اومد یک ماه پیش رفتم خونشون و کلی با نی نی بازی کردیم و عاشقش شدم🥺تو مدت کوتاهی من چندبار پشت سر هم نی نی رو دیدم و توی چندتا از این بازدید ها عموی نی نی هم بود و سعی می‌کردم جوری رفتار کنم انگار هیچی بین ما نبوده ، حالا من دلم برای نی نی یذره شده و تنها راهش عموی نی نیه از یه طرف اصلا دلم میخواد با عموی نی نی ارتباطی داشته باشم از یه طرف لنگ اونم😭حالا نمیدونم چیکار کنم ، خیلی دلم میخواد بدونم اون روز چرا اینکارو کرد و آبروم رو برددد ، دلم برای نی نی تنگ شده لعنت بهت عموی نی نی