Bad nwes
اونی که فردا براشون یک مهره و قراره وارد دوره جدیدی بشن
( like me )بهشون تسلیت میگم
اونی که فردا براشون یک مهره و قراره وارد دوره جدیدی بشن
( like me )بهشون تسلیت میگم
من قراره بمیرم از دستشون لطفاً برای آرامش روحم دعا کنین ممنون
داد زد سرم و من واسه اولین بار داد و بیداد کردم به جبران تمام وقت هایی که با سکوت نگاهشون کردم دیوونه کنندن
سفید خونمون جا مونده :))) گوگولییی
امروز دهن همه آدما رو سرویس کردم اینقدر عصبانی بودم یه دور همه رو فحش دادم نمیدونم چرا ، حس میکنم تقصیر آدماست که نابود شدم به خاک نشستم... در اوج جوانی پیر شدم
آدمی که کل تابستون استراحت میکنه و درسا رو میذاره واسه آخر تابستون حقشه از صبح تا حالا پای کتاب باشه و دنیا رو ندیده باشه تا یاد بگیره کاراش رو نذاره واسه دقیقه نود !
سلام دختر کوچولو تبریک میگم به آرزوت رسیدی
یا متن بعدی وبلاگ درمورد دختریه که موفق شده به آرزویش برسه یا نتونسته از همینجا برات آرزوی موفقیت میکنم دخترم امیدوارم امشب بتونی بعد یکسال آروم و راحت بخوابی
امیدوارم بتونی به آرزو هات برسی و اگر نرسیدی برات متاسفم کوچولو
من خیلی خوش خیال بودم که فکر میکردم همه چیز درست شده که فکر میکردم همه چیز قراره درست بشه و خوشحال بودم
یه وبلاگی بود که عاشقش بودم نوشته هاش و حرفاش روحم رو نوازش میکرد کل تابستون پارسال به عشق اون میومدم بلاگفا تا نوشته هاش رو بخونم شخصیتم عین اون شده بود و لذت میبردم اما یهو وبلاگش رو پاک کرد رفت خیلی دلم برای نوشته هاش تنگ شده کاش دوباره بیاد یا اگر اومده خبر بده :))
زنده ماندهایم
اما اینبار با تنهایی خالی از جان ،
با قلبهایی آغشته به درد و چشمانی خیره
به خوشبختی در آن نقطهی دور !
- آوینی
هم خستم هم سرم درده هم میخوام بشینم تمام اون خاطرات رو مرور کنم
+چرا نگفته بودی هنوز خاطراتش اذیتت میکنه ؟
اینقدر غریبه شدم ؟
_خاطرات اون اذیت نمیکنه خاطراتی که بقیه آدمای این شهر برام ساختنن اذیت اذیتم میکنه ولی تو خیلی وقته برام غریبه شدی
دلم میخواست بهش بگم خیلی دیر اومدی ، نمیدونم چرا همیشه تو زندگی من آدما دیر میان میخواستم بگم اون زمان که من بهت نیاز داشتم کجا بودی ؟ وقتی من داشتم جون میدادم کجا بودی ؟ چطوری روت میشه الان بیای و اینجوری رفتار کنی حالا دیگه ؟ منه یکسال پیش اگر بودم قطعا الان خوشبخت ترین بودم چه فایده که وقتی اومدی که دیگه هیچ نیازی بهت ندارم
یادم افتاد پارسال این موقع در اومد گفت اون ؟ اصلا اخلاقش عوض نمیشه و هیچکس نمیتونه عاشقش کنه اونوقت تو میگی من خودمو میشناسم و میتونم کاری کنم همه جوره عوض بشه و گفتی میبینیم ، دیدی ؟ یکسال گذشت و میبینی چقدر با من سوای بقیه خوب رفتار میکنه و دیدی دل باخته ؟
خیلی خستم و خوابم میاد ولی نمیدونم چرا اینقدر دارم مقاومت میکنم
من این روزا عمیقأ معنای تنهایی رو درک میکنم ، اینکه همش گوشیم رو چک میکنم و منتظر یه نوتیف هستم ، اینکه اصلا نمیدونم چطوری دونفر باهم صحبت میکنن ، صبح که بیدار میشم تا شب که میخوابم خودمم و خودم ، مجبورم به تنهایی وسایل خونه رو جا به جا کنم و وقتی دستم میبره و خسته میشم بشینم یه گوشه گریه کنم و به خودم امید بدم که این روزا با همین چیزاش قشنگه و شب بازم یه دور همه گوشیم رو بگردم شاید یه نوتیفی چیزی ... تنهایی همینه من خودمم و خودم چند روزی میشه چشمم آدمی رو ندیده
اگر بیکارین بیاین گفتینو پایین صفحه صحبت کنیم
دلم پیش بابا ایناست ، پیش راهی که دارن میرن ، چی میشد منم میبردن آخ کهه الان من وسط بهشت بودم .
پ.ن : وبلاگ هم یکساله شد مبارکه