پیج خورده...
سلام از سه روز مانده به تولدم ، چه روز فرخنده ای ! راستش رو بخواید برنامه داشتم کلی کار انجام بدم و روز تولدم رو هم کنار دوستام باشم اما امروز سر ورزش و هندبال پام پیج خورد و حتی دیگه تا در اتاق هم نمیتونم حرکت کنم :) خیلی سعی میکنم که گریه نکنم میدونید درد اونجایی زیاد میشه که یه نفر براش مهم نبود ، بله برای هیچکس مهم نبود و تنهایی درد بزرگیه ... من هیچکسو نداشتم که براش این موضوع مهم باشه وگرنه این همه راه بعد این اتفاق پیاده روی نمیکردم. توی راه یه پسر بچه دیدم در مغازه از پله افتاد حتی برای اونم گریه ام گرفت . بله دیگه نه تنها هیچ برنامه ای برای روزای قبل تولد ندارم بلکه حتی شک دارم روز تولدم بتونم راه برم ، خب من خوشحالم:))))
+ [ شنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 1:32 PM ] [ آرتمیس کوچک من :) ]
|
تو ماه را